تبليغاتX
به نام تک نوازنده ی گیتار هستی
شاید این جمعه بیاید ...... شاید ...........
سلام دوستان 

چند وقت نبودم ولی خب امروز بهترین خبر دنیا رو شنیدم ................بله دانشگاه قبول شدم   از ده اسفند هم کلاسام شروع میشه 

میدونین یعنی چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یعنی خداحافظ پیش دانشگاهی  با همه ی بچه های بد انق و با اخلاق و..............................

یعنی بالاخره به چیزی که میخواستم رسیدم

نوشته شده توسط زینب و زهره در شنبه بیست و ششم بهمن 1387

لينك مطلب

 

 

 

چکیده:

 

 « هوش مصنوعي، دانش ساختن ماشين‌‌ ها يا برنامه‌هاي هوشمند است. »   همانگونه كه از تعريف فوق-كه توسط يكي از بنيانگذاران هوش مصنوعي ارائه شده است- برمي‌آيد،حداقل به دو سؤال بايد پاسخ داد:

1ـ هوشمندي چيست؟

2ـ برنامه‌هاي هوشمند، چه نوعي از برنامه‌ها هستند؟تعريف ديگري كه از هوش مصنوعي مي‌توان ارائه داد به قرار زير است:

   « هوش مصنوعي، شاخه‌ايست از علم كامپيوتر كه ملزومات محاسباتي اعمالي همچون ادراك (Perception)، استدلال(reasoning) و يادگيري(learning) را بررسي كرده و سيستمي جهت انجام چنين اعمالي ارائه مي‌دهد.»و در نهايت تعريف سوم هوش مصنوعي از قرار زير است:

   «هوش مصنوعي، مطالعه روش‌هايي است براي تبديل كامپيوتر به ماشيني كه بتواند اعمال انجام شده توسط انسان را انجام دهد.»   به اين ترتيب مي‌توان ديد كه دو تعريف آخر كاملاً دو چيز را در تعريف نخست واضح كرده‌اند.

1ـ منظور از موجود يا ماشين هوشمند چيزي است شبيه انسان.

2ـ ابزار يا ماشيني كه قرار است محمل هوشمندي باشد يا به انسان شبيه شود، كامپيوتر است.   هر دوي اين نكات كماكان مبهم و قابل پرسشند. آيا تنها اين نكته كه هوشمندترين موجودي كه مي‌شناسيم، انسان است كافي است تا هوشمندي را به تمامي اعمال انسان نسبت دهيم؟ حداقل اين نكته كاملاً واضح است كه بعضي جنبه‌هاي ادراك انسان همچون ديدن و شنيدن كاملاً ضعيف‌تر از موجودات ديگر است.   علاوه بر اين، كامپيوترهاي امروزي با روش‌هايي كاملاً مكانيكي(منطقي) توانسته‌اند در برخي جنبه‌هاي استدلال، فراتر از توانايي‌هاي انسان عمل كنند.   بدين ترتيب، آيا مي‌توان در همين نقطه ادعا كرد كه هوش مصنوعي تنها نوعي دغدغه علمي يا كنجكاوي دانشمندانه است و قابليت تعمق مهندسي ندارد؟(زيرا اگر مهندسي، يافتن روش‌هاي بهينه انجام امور باشد، به هيچ رو مشخص نيست كه انسان اعمال خويش را به گونه‌اي بهينه انجام مي‌دهد). به اين نكته نيز باز خواهيم گشت.   اما همين سؤال را مي‌توان از سويي ديگر نيز مطرح ساخت، چگونه مي‌توان يقين حاصل كرد كه كامپيوترهاي امروزين، بهترين ابزارهاي پياده‌سازي هوشمندي هستند؟

 

 

   رؤياي طراحان اوليه كامپيوتر از بابيج تا تورينگ، ساختن ماشيني بود كه قادر به حل تمامي  مسائل باشد، البته ماشيني كه در نهايت ساخته شد(كامپيوتر) به جز دسته اي خاص از مسائلقادر به حل تمامي مسائل بود. اما نكته در اينجاست كه اين «تمامي مسائل» چيست؟ طبيعتاً چون طراحان اوليه كامپيوتر، منطق‌دانان و رياضيدانان بودند، منظورشان تمامي مسائل منطقي يا محاسباتي بود. بدين ترتيب عجيب نيست، هنگامي كه فون‌نيومان سازنده اولين كامپيوتر، در حال طراحي اين ماشين بود، كماكان اعتقاد داشت براي داشتن هوشمندي شبيه به انسان، كليد اصلي، منطق(از نوع به كار رفته در كامپيوتر) نيست، بلكه احتمالاً چيزي خواهد بود شبيه ترموديناميك!

 

       به هرحال، كامپيوتر تا به حال به چنان درجه‌اي از پيشرفت رسيده و چنان سرمايه‌گذاري عظيمي برروي اين ماشين انجام شده است كه به فرض اين كه بهترين انتخاب نباشد هم، حداقل سهل‌الوصول‌ترين و ارزان‌ترين و عمومي‌ترين انتخاب براي پياده‌سازي هوشمنديست.

 

   بنابراين ظاهراً به نظر مي‌رسد به جاي سرمايه‌گذاري براي ساخت ماشين‌هاي ديگر هوشمند، مي‌توان از كامپيوترهاي موجود براي پياده‌سازي برنامه‌هاي هوشمند استفاده كرد و اگر چنين شود، بايد گفت كه طبيعت هوشمندي ايجاد شده حداقل از لحاظ پياده‌سازي، كاملاً با طبيعت هوشمندي انساني متناسب خواهد بود، زيرا هوشمندي انساني، نوعي هوشمندي بيولوژيك است كه با استفاده از مكانيسم‌هاي طبيعي ايجاد شده، و نه استفاده از عناصر و مدارهاي منطقي.   در برابر تمامي استدلالات فوق مي توان اين نكته را مورد تاُمل و پرسش قرار داد كه هوشمندي طبيعي تا بدان جايي كه ما سراغ داريم، تنها برمحمل طبيعي و با استفاده از روش هاي طبيعت ايجاد شده است. طرفداران اين ديدگاه تا بدانجا پيش رفته‌اند كه حتي ماده ايجاد كننده هوشمندي را مورد پرسش قرار داده اند، كامپيوتر از سيليكون استفاده مي كند، در حالي كه طبيعت همه جا از كربن سود برده است.   مهم تر از همه، اين نكته است كه در كامپيوتر، يك واحد كاملاً پيچيده مسئوليت انجام كليه اعمال هوشمندانه را بعهده دارد، در حالي كه طبيعت در سمت و سويي كاملاً مخالف حركت كرده است. تعداد بسيار زيادي از واحدهاي كاملاً ساده (بعنوان مثال از نورون‌هاي شبكه عصبي) با عملكرد همزمان خود (موازي) رفتار هوشمند را سبب مي شوند. بنابراين تقابل هوشمندي مصنوعي و هوشمندي طبيعي حداقل در حال حاضر تقابل پيچيدگي فوق العاده و سادگي فوق العاده است. اين مساُله هم اكنون كاملاً به صورت يك جنجال(debate) علمي در جريان است.

 

   در هر حال حتي اگر بپذيريم كه كامپيوتر در نهايت ماشين هوشمند مورد نظر ما نيست، مجبوريم براي شبيه‌سازي هر روش يا ماشين ديگري از آن سود بجوييم.

 

تاريخ هوش مصنوعي

 

   هوش مصنوعي به خودي خود علمي است كاملاً جوان. در واقع بسياري شروع هوش مصنوعي را 1950 مي‌ دانند زماني كه آلن تورينگ مقاله دوران‌ساز خود را در باب چگونگي ساخت ماشين هوشمند نوشت (آنچه بعدها به تست تورينگ مشهور شد) تورينگ درآن مقاله يك روش را براي تشخيص هوشمندي پيشنهاد مي‌كرد. اين روش بيشتر به يك بازي شبيه بود.

                                              

 

 

  فرض كنيد شما در يك سمت يك ديوار (پرده يا هر مانع ديگر) هستيد و به صورت تله تايپ باآن سوي ديوار ارتباط داريد و  شخصي از آن سوي ديوار از اين طريق با شما در تماس است. طبيعتاً يك مكالمه بين شما و شخص آن سوي ديوار مي‌تواند صورت پذيرد. حال اگر پس از پايان اين مكالمه، به شما گفته شود كه آن سوي ديوار نه يك شخص بلكه (شما كاملاً از هويت شخص آن سوي ديوار بي‌خبريد) يك ماشين بوده كه پاسخ شما را مي‌داده، آن ماشين يك ماشين هوشمند خواهد بود، در غير اين صورت(يعني در صورتي كه شما در وسط مكالمه به مصنوعي بودن پاسخ پي ببريد) ماشين آن سوي ديوار هوشمند نيست و موفق به گذراندن تست تورينگ نشده است.   بايد دقت كرد كه تورينگ به دو دليل كاملاً مهم اين نوع از ارتباط(ارتباط متني به جاي صوت) را انتخاب كرد. اول اين كه موضوع ادراكي صوت را كاملاً از صورت مساُله حذف كند و اين تست هوشمندي را درگير مباحث مربوط به دريافت و پردازش صوت نكند و دوم اين كه بر جهت ديگري هوش مصنوعي به سمت نوعي از پردازش زبان طبيعي تاكيد كند.

 

   در هر حال هر چند تاكنون تلاش‌هاي متعددي در جهت پياده سازي تست تورينگ صورت گرفته مانند برنامه Eliza و يا AIML   (زباني براي نوشتن برنامه‌‌‌‌هايي كه قادر به chat كردن اتوماتيك باشند) اما هنوز هيچ ماشيني موفق به گذر از چنين تستي نشده است.

 

   همانگونه كه مشخص است، اين تست نيز كماكان دو پيش فرض اساسي را در بردارد:

1ـ نمونه كامل هوشمندي انسان است.

2ـ مهمترين مشخصه هوشمندي توانايي پردازش و درك زبان طبيعي است.   درباره نكته اول به تفصيل تا بدين جا سخن گفته ايم؛ اما نكته دوم نيز به خودي خود بايد مورد بررسي قرارگيرد. اين كه توانايي درك زبان نشانه هوشمندي است تاريخي به قدمت تاريخ فلسفه دارد. از نخستين روزهايي كه به فلسفه(Epistemology) پرداخته شده زبان هميشه در جايگاه نخست فعاليت‌هاي شناختي قرار داشته است. از يونانيان باستان كه لوگوس را به عنوان زبان و حقيقت يكجا به كار مي‌بردند تا فيلسوفان امروزين كه يا زبان را خانه وجود مي‌دانند، يا آن را ريشه مسائل فلسفي مي‌خوانند؛ زبان، همواره شاُن خود را به عنوان ممتازترين توانايي هوشمندترين موجودات حفظ كرده است.   با اين ملاحظات مي‌توان درك كرد كه چرا آلن تورينگ تنها گذر از اين تست متظاهرانه زباني را شرط دست‌يابي به هوشمندي مي‌داند.   تست تورينگ اندكي كمتر از نيم‌قرن هوش مصنوعي را تحت تاُثير قرار داد اما شايد تنها در اواخر قرن گذشته بود كه اين مسئله بيش از هر زمان ديگري آشكار شد كه متخصصين هوش مصنوعي به جاي حل اين مسئله باشكوه ابتدا بايد مسائل كم‌اهميت‌تري همچون درك تصوير (بينايي ماشين) درك صوت و… را حل كنند.به اين ترتيب با به محاق رفتن آن هدف اوليه، اينك گرايش‌هاي جديدتري در هوش مصنوعي ايجاد شده‌اند.   در سال‌هاي آغازين AI تمركز كاملاً برروي توسعه سيستم‌هايي بود كه بتوانند فعاليت‌هاي هوشمندانه(البته به زعم آن روز) انسان را مدل كنند، و چون چنين فعاليت‌هايي را در زمينه‌هاي كاملاً خاصي مانند بازي‌هاي فكري، انجام فعاليت‌هاي تخصصي حرف‌هاي، درك زبان طبيعي، و…. مي‌دانستند طبيعتاً به چنين زمينه‌هايي بيشتر پرداخته شد.

 

   در زمينه توسعه بازي‌ها، تا حدي به بازي شطرنج پرداخته شد كه غالباً عده‌اي هوش مصنوعي را با شطرنج همزمان به خاطر مي‌آورند. مك‌كارتي كه پيشتر اشاره شد، از بنيان‌گذاران هوش مصنوعي است اين روند را آنقدر اغراق‌آميز مي‌داند كه مي‌گويد:

   «محدود كردن هوش مصنوعي به شطرنج مانند اين است كه علم ژنتيك را از زمان داروين تا كنون تنها محدود به پرورش لوبيا كنيم.» به هر حال دستاورد تلاش مهندسين و دانشمندان در طي دهه‌هاي نخست را مي‌توان توسعه تعداد بسيار زيادي سيستم‌هاي خبره در زمينه‌هاي مختلف مانند پزشكي عمومي، اورژانس، دندانپزشكي، تعميرات ماشين،….. توسعه بازي‌هاي هوشمند، ايجاد مدل‌هاي شناختي ذهن انسان، توسعه سيستمهاي يادگيري،…. دانست. دستاوردي كه به نظر مي‌رسد براي علمي با كمتر از نيم قرن سابقه قابل قبول به نظر مي‌رسد.

 

 

افق‌هاي هوش مصنوعي   در 1943،Mcclutch (روانشناس، فيلسوف و شاعر) و Pitts (رياضيدان) طي مقاله‌اي، ديده‌هاي آن روزگار درباره محاسبات، منطق و روانشناسي عصبي را تركيب كردند. ايده اصلي آن مقاله چگونگي انجام اعمال منطقي به وسيله اجزاي ساده شبكه عصبي بود. اجزاي بسيار ساده (نورون‌ها) اين شبكه فقط از اين طريق سيگنال هاي تحريك (exitory) و توقيف (inhibitory) با هم درتماس بودند. اين همان چيزي بود كه بعدها دانشمندان كامپيوتر آن را مدارهاي (And) و (OR) ناميدند و طراحي اولين كامپيوتر در 1947 توسط فون نيومان عميقاً از آن الهام مي‌گرفت.    امروز پس از گذشته نيم‌قرن از كار Mcclutch و Pitts شايد بتوان گفت كه اين كار الهام بخش گرايشي كاملاً پويا و نوين در هوش مصنوعي است.   پيوندگرايي (Connectionism) هوشمندي را تنها حاصل كار موازي و هم‌زمان و در عين حال تعامل تعداد بسيار زيادي اجزاي كاملاً ساده به هم مرتبط مي‌داند.   شبكه‌هاي عصبي كه از مدل شبكه عصبي ذهن انسان الهام گرفته‌اند امروزه داراي كاربردهاي كاملاً علمي و گسترده تكنولوژيك شده‌اند و كاربرد آن در زمينه‌هاي متنوعي مانند سيستم‌هاي كنترلي، رباتيك، تشخيص متون، پردازش تصوير،… مورد بررسي قرار گرفته است.   علاوه بر اين كار بر روي توسعه سيستم‌هاي هوشمند با الهام از طبيعت (هوشمندي‌هاي ـ غير از هوشمندي انسان) اكنون از زمينه‌هاي كاملاً پرطرفدار در هوش مصنوعي است.    الگوريتم ژنيتك كه با استفاده از ايده تكامل دارويني و انتخاب طبيعي پيشنهاد شده روش بسيار خوبي براي يافتن پاسخ به مسائل بهينه سازيست. به همين ترتيب روش‌هاي ديگري نيز مانند استراتژي‌هاي تكاملي نيز (Evolutionary Algorithms) در اين زمينه پيشنهاد شده اند.    دراين زمينه هر گوشه‌اي از سازو كار طبيعت كه پاسخ بهينه‌اي را براي مسائل يافته است مورد پژوهش قرار مي‌گيرد. زمينه‌هايي چون سيستم امنيتي بدن انسان (Immun System) كه در آن بيشمار الگوي ويروس‌هاي مهاجم به صورتي هوشمندانه ذخيره مي‌شوند و يا روش پيدا كردن كوتاه‌ترين راه به منابع غذا توسط مورچگان (Ant Colony) همگي بيانگر گوشه‌هايي از هوشمندي بيولوژيك هستند.   گرايش ديگر هوش مصنوعي بيشتر بر مدل سازي اعمال شناختي تاُكيد دارد (مدل سازي نمادين يا سمبوليك) اين گرايش چندان خود را به قابليت تعمق بيولوژيك سيستم‌هاي ارائه شده مقيد نمي‌كند.   CASE-BASED REASONING يكي از گرايش‌هاي فعال در اين شاخه مي‌باشد. بعنوان مثال روند استدلال توسط يك پزشك هنگام تشخيص يك بيماري كاملاً شبيه به CBR است به اين ترتيب كه پزشك

 

در ذهن خود تعداد بسيار زيادي از شواهد بيماري‌هاي شناخته شده را دارد و تنها بايد مشاهدات خود را با نمونه‌هاي موجود در ذهن خويش تطبيق داده، شبيه‌ترين نمونه را به عنوان بيماري بيابد.   به اين ترتيب مشخصات، نيازمندي‌ها و توانايي‌هاي CBR به عنوان يك چارچوب كلي پژوهش در هوش مصنوعي مورد توجه قرارگرفته است.

 

   البته هنگامي كه از گرايش‌هاي آينده سخن مي‌گوييم، هرگز نبايد از گرايش‌هاي تركيبي غفلت كنيم. گرايش‌هايي كه خود را به حركت در چارچوب شناختي يا بيولوژيك يا منطقي محدود نكرده و به تركيبي از آنها مي‌انديشند. شايد بتوان پيش‌بيني كرد كه چنين گرايش‌هايي فرا ساختارهاي (Meta –Structure) رواني را براساس عناصر ساده بيولوژيك بنا خواهند كرد.

 

1- Jon Mccarthy

2-NP-Complete Problems

3-Von Neumen

4-Artificial Intelligence Markup Language

 

 

 

 

 

برگرفته از سايت www.srco.ir

 

نوشته شده توسط زینب و زهره در شنبه سیزدهم مهر 1387

لينك مطلب

نوشته شده توسط زینب و زهره در شنبه بیست و ششم مرداد 1387

لينك مطلب

                          ای در تو مقصد و مقصود ما

                وی رخ تو شاهد و مشهود ما

                              نیست کسی جز تو هوادار ما

                   مونس ما یاور ما یار ما

                             خیز و شب منتظران روز کن

                  طبع جهان را طرب افروز کن

                             سکه تو زن تا اما کم زنند

                خطبه تو خوان تا خطبا دم زنند

                          ما همه موریم ،سلیمان تو باش

              ماهمه جسمیم ، بیا جان تو باش

                                 منتظزان  را به لب آمد نفس

                ای شه خوبان تو به فریاد رس

نوشته شده توسط زینب و زهره در شنبه بیست و ششم مرداد 1387

لينك مطلب

 

                              نزدیکتر از قلب منی با من مهجور        

        دوری ز من است و زتو مارا گله ای نیست

نوشته شده توسط زینب و زهره در شنبه بیست و ششم مرداد 1387

لينك مطلب

 آقا تولدتون مبارک

نوشته شده توسط زینب و زهره در شنبه بیست و ششم مرداد 1387

لينك مطلب

بسم الله الرحمن الرحیم

نامه ای به امام عصر (عج)

سلامی عرض میکنم خدمت شما آقای خودم ،سرور خودم ، مولای خودم و امام عزیز و بزرگوار خودم.

امیدوارم حالتان خوب باشد ، امام زمان ،مهدی جان ، تورا از که بجوییم که منتظرانت از داغ هجران تو یکی پس از دیگری آفتاب عمرشان خاموش میشود ولی موفق به دیدار روی ماه تو ای گل نرگس نمی شوند . سراغت را از هر که بخواهی گرفته ایم از مرغان دریایی ، از پروانگانی که با بالهای رنگی خود با پرواز در برابر تلالو خورشید خود نمایی میکنند ، از خاکی که صبور و مقاوم و چه بی پروا جابمان را میدهد که تو روزی خواهی آمد .

از هر که پرسیدیم تنها جوابمان این بود ، پس تو کی می آیی ؟، کاسه ی صبرمان لبریز شده و دیگر از این همه تبعیض و ستم خسته شده ایم . تو خود بهتر میدانی که چه بلایی دارد بر سر مردم بیگناه فلسطین و عراق می آید  . تو خود میدانی که مردم مسلمان ایران نیز با این وضع فلاکت بار در خیابانها رفت و آمد میکنند ( دینمون داره صادر میشه ولی طوریه که چیزی برای خودمون نمونده )

واقعا از دید من و همه ی کسانی که با من هم عقیده اند این جز کافر شدن مسلمانان چیز دیگری نیست . من درک میکنم که نباید در مقابل این همه فساد و فحشا ساکت نشست

ما چه کنیم آقا جان  چه کنیم که کمتر کسی میتواند در این محیط وحشتناک و اختناق (که امر به معروف و نهی از منکر را نمیپذیرند) پاک و سالم بماند  ............وظیفه ی ماچیست ؟

کمتر کسی میتواند که هیچ یک از این اخلاق و عادات ناپسند بر او تاثیر نگذارد.

امام عصر (مهدی جان  من و همه ی کسانی که در انتظار تو هستند را نا امید مکن ، ما از خدا میخواهیم که در فرج تو هر چه زودتر تعجیل کند    ، تو هم دعا کن  میدانم گناهکار تر از آنم که به شما بگویم چه کار بکنید و این را هم میدانم که در آخر هفته وقتی کارنامه ی اعمالم ا میبینی  از دست من واقعا دل خون میشوی  ولی من سعی میکنم بهتر از این بشوم هر طوری که برازنده ی یک دختر شیعه و مسلمان است بشوم  ................برایم دعا کن ،برای تمامی مسلمانان دعا کن  ماهم آنقدر دست به دامان خدا میشویم که بیشتر از این ما را چشم انتظار دیدن روی ماه تو نگذارد و آرزوی دیرینه ی ما را برآورده سازد

نوشته شده توسط زینب و زهره در شنبه بیست و ششم مرداد 1387

لينك مطلب

گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است

                                                   گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است

گفتم که از که پرسم جانا نشان کو یت

                                                 گفتا نشان چه پرسی ؟ آن کوی بی نشان است

 

 

آیا کسی هست که دوست داشته باشد امام زمان (عج) به وی نگاه لطف و محبت آمیز بکند؟ !  راهش دعا برای ایشان است .

ما عبد هستیم ، و او مولا ...................و احسان  عبد در حق مولا ، این است که وی را دعا کند

                         

                              شب گر رخ مهتاب نبیند ،سخت است

                               لب تشنه اگر آب نبیند ، سخت است

                              ما نوکر و ارباب تویی،   مهدی جان

                               نوکر رخ ارباب نبیند،   سخت است  

وقتی نام ویژه ی حضرت حجت (عج)  {قائم} ، در قصیده ی دعبل خزائی در محضر امام رضا (ع) برده شد ، امام رضا (ع) برخواستند و دست مبارکشان را روی سر گذاشتند و برای ظهور امام زمان (عج) دعا فرمدند.

از ایشان پرسیدند :آقاجان ! چرا هنگامی که نام ویژه  و مبارک امام مهدی (عج) برده شد ، شما برخواستید و دست مبارک را روی سر گذاشتید ؟ ایشان فرمودند : ( برخواستن ، برای این است که شیعه تربیت بشود . هر گاه آن نام برده می شود ، امام مهدی (عج) به آن گروه یافرد نگاه محبت آمیز میکند و خلاف ادب است که آقا نگاه بکند و انسان همین جور ، سرجایش نشسته باشد ! به همن دلیل من برخواستم .)

امام صادق (ع) نیز  هنگام نام بردن از امام مهدی (ع) دست مبارکشان را روی سر خود می گذاشتند  یعنی { مهدی جان بیا من تسلیمم}

کسی که میخواهد تسلیم شود دستش را روی سر میگذارد . از طرفی دیگر عرب وقتی به اضطرار میرسد همه ی چاره ها بریده میشود و راه چاره  ندارد دستش ا روی سر میگذارد  این جا هم یعنی مهدی جان !من نیز مضطرّم ؛ به فریادم برس.

منظورم این است که گاهی نام نامی حضرت (عج) را ببریم و سپس برخیزیم و با ادب سلام بدهیم تا آقا نگاهی به ما بکند و این دل خاکی و مسین را به طلای نا ب و کیمیا تبدیل کند

                             آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

                           آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند

خلاصه اینکه امام زمان (عج) می فرمایند { هرکس برای فرج من دعا کند ، من هم برای حاجت های او دعا میکنم } یعنی امام عصر (عج) احسان را تلافی و جبران میکند؛ وقتی هم که جبران کرد ما از هلاک دینی ،محفوظ میمانیم

                                                                            اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

 

نوشته شده توسط زینب و زهره در شنبه بیست و ششم مرداد 1387

لينك مطلب

فضیلت دعای عهد

دعای عهد از حضرت امام صادق(ع) روایت شده و جناب فرمودند: هر کس چهل بامداد این دعا را بخواند از یاران امام حضرت قائم خواهد بود و اگر پیش از ظهور آن حضرت از دنیا برود ,خداوند متعال او را زنده خواهد کرد تا در رکاب آن حضرت جهاد نماید و به شماره هر کلمه از این دعا پاداش هزار کار پسندیده برایش نوشته میشود و هزار کار ناپسند از پرونده او محو می گردد.

این دعای شریف مشتمل بر درود مخصوص از سوی خواننده این دعا و نیز از طرف تمامی مردمان و زنان مؤمن ساکن در مشرق و مغرب خشکی های زمین و دریاست , به خصوص از جانب پدر و مادر و فرزندان او , به پیشگاه  قطب عالم امکان حضرت مهدی است , سپس تجدید عهد و پیمان و بیعت با آن حضرت و پایداری بر ایمان تا روز قیامت باقی و برقرار است

دعا کننده از خدا درخواست  میکند که اگر مرگ من فرا رسد در حالی که امام زمان ظهر نکرده باشند , پس بعد از ظهور او مرا از قبرم برآور و سعادت یاری آن حضرت را نصیب من کن. آن گاه در خواست دیدار با عبارت ظریفی بیان شده است.

پس من به عنوان کسی که بارها و بارها دعای عهد رو خوندم پیشنهاد میکنم که این دعا رو حتما بخونید  , چون آرامش قلب میگیرید و بیش از پیش به زندگی امیدوار میشید

و اشتیاق برای ظهور هم تو وجودتون  بیشتر میشه

دعای عهد تو مفاتیح الجنات   وجود داره البته قبلا این دعا هر روز صبح از شبکه یک سیما ساعت 6 صبح  پخش میشد  و ممکنه از مهر ماه دوباره از این شبکه پخش بشه

موفق باشید و در انتظار ظهور

 

سلام دوستان

تولد منجی عالم بشریت مهدی صاحب از زمان حضرت قائم رو به همه شما مسلمانان عزیز تبریک عرض می کنم و امیدوارم روزی با خود آقا همچین روزی رو شاد باشم و جشن بگیریم

 

از گدایان سر کوی توام      جمعه ها منتظر روی توام

من گرفتارم و بیمار فراق    در پی نسخه و داروی توام

 

موفق باشدید و همیشه امیدوار برای روزی که او بیاید و دنیا را از فساد پاک کند

و دعا کنیم که در آن زمان از کسانی باشیم که امام زمان را  یاری میکنند نه از................

 

نوشته شده توسط زینب و زهره در شنبه بیست و ششم مرداد 1387

لينك مطلب

                                    روز و شب منتظرم تا که ز دلبر خبر آید

                               دلبرم از پس این پرده ی غیبت به در آید

                               خلق گویند ،که آید تو مخور غصه و لیکن

                              ترسم آخر که به وصلش نرسم عمر سرآید

                                 بار الها به دلم نیست دگر تاب فراقش

                            چه شود کز کرمت این شب هجران به سر آید

                             همچو یعقوب نشستم سر راهش من محزون

                                 تا که از یوسف گمگشته ی زهرا خبر آید

نوشته شده توسط زینب و زهره در جمعه هجدهم مرداد 1387

لينك مطلب


درباره وبلاگ

یا ابا صالح المهدی ادرکنی
تازه ترین مطالب brettier
موضوعات
آرشیو
نویسنده
لینکدونی
پیوندها
جستجو
آمار و امکانات دیگر
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin


Google PageRank 
Checker - Page Rank Calculator

Add to Technorati